نمایشگاه عکس هلیا
داستان تغییر - ادامه مطلب
آنجا که درخت بید به آب می رسد، یک بچه قورباغه و یک کرم همدیگر را دیدند آن ها توی چشم های ریز هم نگاه کردند… …و عاشق هم شدند. کرم، رنگین کمان زیبای بچه قورباغه شد، و بچه قورباغه، مروارید سیاه و درخشان کرم.. بچه قورباغه گفت: «من عاشق سرتا پای تو هستم» داستان تغییر آنجا که درخت بید به آب می رسد، یک بچه قورباغه و یک کرم همدیگر را دیدند آن ها توی چشم های ریز هم نگاه کردند… …و عاشق هم شدند. کرم، رنگین کمان زیبای بچه قورباغه شد، و بچه قورباغه، مروارید سیاه و درخشان کرم.. بچه قورباغه گفت: «من عاشق سرتا پای تو هستم»...
نویسنده :
زکیه رشیدیان
11:19
خودتون یه عنوان براش انتخاب کنین
نمي دانم چهره اش چرا اينگونه پر از خشم است . اما مي دانم چرا اينگونه پر مهر فرزندانش را به سينه چسبانيده است . ...
نویسنده :
زکیه رشیدیان
10:40
حقیقت آدمی
حقیقت آدمی به آنچه اظهار می دارد نیست بلکه حقیقت او نهفته در آن چیزی است که از اظهار آن ناتوان است، بنابراین اگر خواستی او را بشناسی نه به گفته هایش بلکه به ناگفته هایش گوش کن. ...
نویسنده :
زکیه رشیدیان
10:37
زندگی
برای طولانی زیستن، لازم نیست به روزهای زندگی ات اضافه کنی، تلاشت این باشد که "زندگی" را به روزهایت اضافه کنی ... ...
نویسنده :
زکیه رشیدیان
10:35
بکوش در خاطره ها بمانی نه در بایگانی اداره ها
تولد انسان روشن شدن کبریتی است و مرگش خاموشی آن! بنگر در این فاصله چه کردی؟ گرما بخشیدی...!؟ یا سوزاندی...؟!! ...
نویسنده :
زکیه رشیدیان
8:37
سفر
می روی سفر ! برو، ولی زود برنگرد مثل آن پرنده باش آن پرنده اي كه رو به نور كرد می روی، ولی به ما بگو راه این سفر چه جوری است؟ از دم حیاط خانه ات تا حیاط خلوت خدا چند سال نوری است؟ راستی چرا مسیر این سفر روی نقشه نیست؟ شاید اسم این سفر که می روی زندگی ست ...
نویسنده :
زکیه رشیدیان
8:32
شعر و گندم
پرواز را بیاموز
وقتی راه رفتن آموختی ،دویدن بیاموز.وقتی دویدن آموختی،پرواز را راه رفتن بیاموز،زیرا راههایی که میروی جزئی از تو میشودو سرزمینهایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند. دویدن بیاموز،چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زود باشی دیر. و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی،برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی... ...
نویسنده :
زکیه رشیدیان
7:56











